خرید بک لینک
نور امیدی از خرد و جسارت بر تن این سرزمین تابیدن گرفته.من فکر می‌کنم مشکل کشور ما نوع نظام حاکم نیست؛ مشکل، انسانی است که هنوز آزادی را در درون خود بنا نکرده است.آزادی را نمی‌توان بخشید، همان‌طور که نمی‌توان شرافت را بخشید. این‌ها باید در جان آدمی ریشه بدوانند.ما به انسان‌هایی نیاز داریم که جرئت رؤیا دیدن داشته باشند؛ اما مهم‌تر از آن، جرئت ساختن رؤیاهایشان را.امید، اگر به عمل نرسد، فقط تسلایی برای شب‌های بلند است.جمهوری سوم، پیش از آنکه در نهادهای قدرت آغاز شود، باید در وجود انسان آغاز شود.با ر

برچسب: نویسنده: کاوه نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 12:52

به صخره ها پنجه می‌کشد.
دریاچه را دار می‌زند.

صفحه‌ای سپید دربرابرش
دشت های سرخ‌گون را لگدمال می‌کند،
موها پر از علف، سراپا پرخراش از چنگال شاخه‌ها.
دورترین قله را که به زیر کشید زیر لب گفت:

امروز هم فاتح من بودم.

در خواب دیدم چگونه آسمان تپید و خاکسترش را بر وی بارید.
آن پسر درمیان مشت‌های آسمان،
ایستاده در تندباد؛
به سان کودکی برای باران.

برچسب: نویسنده: کاوه نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 12:52

صفحه بندی